|
الاخرت
مَنْ كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ ۖ وَمَنْ كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ نَصِيبٍ(شوری/20) کسی که زراعت آخرت را بخواهد، به کشت او برکت و افزایش میدهیم و بر محصولش میافزاییم؛ و کسی که فقط کشت دنیا را بطلبد، کمی از آن به او میدهیم امّا در آخرت هیچ بهرهای ندارد! حرث در لغت بمعني زراعت است و زارع را حارث ميگويند که بزبان ما رعيّت مينامند. مَن كانَ يُرِيدُ حَرثَ الآخِرَةِ چنانچه در حديث است : "الدنيا مزرعة الاخرة " در دنيا بايد كشت كرد و در آخرت ضبط نمود و حرث آخرت ايمان و عمل صالح و تقواي از معاصي و محرمات و جلوگيري نفس از مخالفت اوامر و نواهي خداي متعال است. نَزِد لَهُ فِي حَرثِهِ هم در دنيا فوائد و نتايج او را درك ميكند و هم در آخرت به اضعاف مضاعف به او جزاء ميدهيم. وَ مَن كانَ يُرِيدُ حَرثَ الدُّنيا- که تمام همّتش دنيا است و زخارف آن و ابدا بفكر آخرت نيست نه ايماني و نه عمل صالحي و نه تقوايي بلكه غرق دنيا شده است. "نُؤتِهِ مِنها" مِن تبعيضيه است يعني بعض دنيا را باو ميدهيم نه آنچه که بخواهد يعني از دنيا بي نصيب و بيبهرهاش نميكنيم آنچه موافق حكمت و مصلحت است به او عنايت ميكنيم. "وَ ما لَهُ فِي الآخِرَةِ مِن نَصِيبٍ" هيچ گونه بهره و نصيبي ندارد، و اينها كساني هستند که «باع آخرته بدنياه» مثل اكثر ابناء نوع امروزه اما كفار امروزه که تمام فكر آنها در ترقي و تعالي و صنايع مستحدثه و مال و منال دنيويست و در مخيله آنها خطور نميكند که عالم ديگري هست و بايد براي آنهم فكري نمود و اما ملل مختلفه مثل يهود و نصاري و فرق عامه و لو يك اعمال براي آخرت خود انجام ميدهد لكن چون ايمان ندارند كليّه اعمال آنها باطل است و ايمان شرط صحت كليه اعمال است و بدتر از همه اينها جوانان روشن فكر امروزه ما که مي گويند اينکه علماء و آخوندها مانع از ترقي و تعالي ما شدند و اينها نه نمازي و نه روزهاي و نه خدايي و نه قرآني و نه احكامي و نه مسائلي و نه ديني و نه آئيني دارند لكن در جواب آنها اينكه نه خداوند و نه علماء و نه قرآن و نه دين و نه آخوندها مانع از ترقي و تعالي شما شدهاند بلكه ترغيب و تشويق هم ميكنند و مانع از ترقي و تعالي شما اشتغال به لهويات و تفريحات و خودسازي و بخودپردازي و نگاه به يكديگر و هزار مفسده ديگر است که شما را هم از دنيا و هم از آخرت بازداشته است(سیدعبدالحسین طیب-أطیب البیان- جلد 15 - صفحه 477 ) آنچه در تأویل است: در کافی ذیل این آیه از ابی بصیر روایت شده که گفت: امام صادق(ع) فرمود: مراد معرفت امیرالمؤمنین و فرزندان ایشان است " نزد له فی حرثه" یعنی به برکت ولایت آل عصمت (ع) معرفت مؤمنین را زیاد کنیم. عرض کردم:"ما له فی الاخرة" یعنی چه؟ فرمود: برای کسانی که ترک دوستی ما آل محمّد(ص) نموده اند پس در دولت حقّه حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه نصیبی نیست. (کافی ج1ص435-436ح92) شما در خانه های غربت ساکن شده اید پس برای نیکو ساختن جایگاهت تلاش کن و هیچگاه آخرت را به دنیا مفروش ودر آنچه نمی دانی سخن مگو و آنچه را وظیفه ات نیست بر زبان جاری مساز واز راهی که می ترسی به گمراهی واقع شوی پرهیز کن .در هنگام سرگردانی توقف کن ، امر به معروف کن و خود را در شمار خوبان در آی و منکر را با دست و زبان انکارکن و تا آنجائی که می توانی بین خود و آنکه کار زشت انجام می دهد جدایی انداز . در راه خدا تلاشگر واقعی باش و در راه پروردگار از سرزنش هیچ سرزنشگری باک نداشته باش. و برای حق هر نوع دشواری را تحمّل نما و در دین تحقیق کن و در ناملایمات خود را به شکیبا کردن عادت بده و چه زیباست صبر در راه پروردگار. احادیثی از امام علی(ع) در مورد دنیا و آخرت: أجعل من آخرتک لدنیاک نصیبأ- قرار ده از دنیا نصیبی برای آخرت . الیوم عمل و لا حساب والاخرة حساب و لا عمل- امروز روز عمل است و حسابی نیست، فردا ی قیامت روز حساب و عملی در کار نیست. إعمل لدنیاک کأنّک تعیش ابدأ ، وأعمل لاخرتک کأنّک تموت غدأ- به گونه ای برای دنیا خود عمل کن گویی زندگی همیشگی است و عمل برای اخرتت به گونه ای که فردا می میری(غررالحکم دو جلدی ترجمه شده) اخرت در لغت: آخرت خانه بقاء ست. آخرالزمان، اخری، رستاخیز، عقبا، عقبی، قیامت، نشور ≠ دنیا. در فرهنگ ادیان آسمانی به عالم پس از دنیا آخرت گفته می شود. طبق آموزه های دینی، عالم آخرت محل پاداش و جزای اعمال نیک و بدانسان در دنیا است. اعتقاد به آخرت یکی از ارکان مهم دعوت همه پیامبران است. گفته می شود حدود 2000 آیه از قرآن کریم به نوعی به تبیین ویژگی ها و رویدادهای جهان آخرت پرداخته است. آخرت به معناى جهان واپسين و عالم بعد از دنياست. واژه آخرت برگرفته از ريشه" ا خ – ر" و مؤنث آخر به معناى پايان و در برابر اول است. قرآن كريم زندگى انسان را به دو بخش پايانپذير و جاودان تقسيم و از اولى به الدنيا والاولى و از دومى به الاخرة واليوم الاخر تعبير كرده است. واژه آخرت به معناى عالم بعد از دنيا، 113 بار در قرآن ذكر شده است. قوله تعالی: " من کان یُرید حرث الاخرة" مراد از این جمله "کشتزار آخرت " است ودر کُل نتیجه اعمالی است که انسان را در آخرت بهره می دهد. دنیا گشتزار است و آخرت هنگامه چیدن ثمرات و محصول آن است.مراد به افزایش بذر در این کشتزار ، افزایش ثواب و مضاعف شدن آن است . خداوند تعالی فرمود: "من جاء بالحسنة فله عشر أمثالها" (انعام 160) کسی که کار حسنه و نیکویی انجام دهد برای او ده برابر حساب می شود و کسی که برای دنیای خود و بهره بردن در آن روزگار بگذراند عملش در دنیا می ماند و در آخرت نصیبی و بهره ای نخواهد داشت. ثمره و نفع آخرت: خدای تعالی نتایج نیکویی نسبت به اعمال صالحه انسان در آخرت قرار داده است این نتایج و بهره های آخرتی نصیب مؤمنان می شود نه آنهایی که در دنیا بدنبال لهو ولعب و فساد بوده است. تلاش دنیاپرستان در دنیا در کسب مهارتها و منافع و مصالح خود است، پس بهره ای در آخرت ندارند . در حالیکه به قول امیرالمؤمنین (ع) یاد آخرت دارو و درمان است (ذکر الاخرة دواء و شفاء)(غررالحکم ج1/4/255) "طالب الاخرة یُدرک منها أمله و یأتیه من الدنیا ما قُدِّرله(4/255غررالحکم ج1) کسی که در طلب آخرت باشد به خواستۀ خویش می رسد و از دنیا نیز آنچه برایش مقدّر گشته به او خواهد رسید. "إنّک إن عملت للآخرة فاز قِدحُکَ"(3/58غررالحکم ج1) براستی اگر تو برای آخرتت کار کنی تیرت به نشانه خورده است و در کار خود توفیق یافته ای. "عَجِبتُ لِمن أنکر النشأةَ الاُخری وهو یَری النشّأةَ الاولی(4/336)در شگفتم از کسی که زنده شدن در آخرت را انکار کند در صورتی که زنده شدن در دنیا را به چشم خود می بیند(غررالحکم ج1) امیرالمؤمنین علی(ع) فرمود: ای بندگان خدا کار کنید تا ریسمانهای مرگ بر گلوی شما نیفتاده و روح شما آزاد است برای بدست آوردن کمالات؛ ومهلت دارید و جای تصمیم و مهلت توبه و بازگشت از گناه باقی است و پیش از آنکه در شدت تنگنای وحشت و ترس واضمحلال و نابودی قرار گیرید وقبل از آنکه مرگی که در انتظار شماست فرا رسد و قادر و عزیز و توانا دست شما را بگیرد.(غررالحکم ج1/ 2/348) هدف از زنده شدن انسانها در اخرت: زنده شدن بعد از مرگ در قیامت ، اقتضای عدل الهی و حکمت الهی است. و جزاء و پاداش اعمال و عقاب اعمال (وعد و وعید) ، گرفتن حق مظلوم از ظالم ، مرحله ای است که مختص به قیامت است و لحظۀ زنده شدن انسان و برانگیخته شدن از قبور می باشد. خداوند سبحان می فرماید: "أفحسبتم انّما خلقناکم عبثأ... (مومنون 115) آیا گمان می کنید که ما شما را عبث و بیهوده آفریده ایم و بسوی ما بر نمی گردید. – "وإنّ الساعة اتیةٌ لاریب فیها و أنّ الله یبعث من فی القبور" (حج7)همانا ساعت قیامت در آن شکی نیست و همانا خداوند انسانها را از قبر ها بر می انگیزد. حساب آخرت: پیامبر(ص) فرمود:"إنّ الرائد لایکذب اهله"رائد هرگز دروغ نمی گوید. رائد در لغت غیر از نبی و غیر از رسول و غیر از امام وغیر از خلیفه و غیر از عالم و غیر از معلم اینها هر کدام عنوانی است مخصوص خودش ."رائد " یعنی پیشرو – کسانی که می خواهند به حج مشرف شوند و یا جای دیگری – ابتداء یک عّده پیشرو می روند راه را مشخص می کنند ، وضع را مشخص می کنند بعد می آیند به این قافله خبر می دهند .سپس این قافله حرکت می کند و می رود و این را می گویند " رائد- " در بیانات نورانی حضرت علی(ع) و نیز ائمه دیگرقولی است که: إنّ الرائد لایکذّب أهله- ما از دور خبر نمی دهیم که معادی است – بهشتی و جهنمی است- ما از نزدیک رفتیم و دیدیم و می رویم و بر می گردیم ، چون قیامت الان موجود است و بهشت و جهنم الان موجود است پس "رائد" هرگز دروغ نمی گوید. پیامبر(ص) فرمود: "والذّی بعثنی بالحق لتموتنّ کما تنامون و لتبعثن کما تستیقضون و ما بعد الموت دار الا جنة او نار (الکامل لابن الاثیر ج2 ص27) آن کس که مرا به حق برانگیخت ، البته می میراند همچنانکه در خواب هستیم و بر می انگیزد همچنانکه بیداریم و بعد از مرگ خانه ای است یا بهشت ویا جهنم .! وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَٰئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِمَا كَانُوا بِآيَاتِنَا يَظْلِمُونَ(اعراف/9) فيض كاشانى رحمه اللّه فرموده: ميزان هر شيئى، معيارى است كه شناخته مىشود قدر آن شىء. پس ميزان مردم روز قيامت، آن چيزى است كه وزن شود به آن قدر و قيمت هر انسانى بر حسب عقيده و خلق و عملش براى اينكه جزا داده شود هر نفسى به آنچه كسب نموده، و نيست آن مگر انبياء و اوصياء؛ زيرا به ايشان و به متابعت شرايعشان و اقتفاء به آثار آنها و ترك آن و به قرب و بعد سيرت آنها، شناخته شود مقدار مردم و قدر حسنات و سيئات ايشان. پس ميزان هر امتى، نبى آن امت و وصىّ نبى و شريعت آن پيغمبر است. پس هر كه سنگين گردد حسنات او و زياد باشد، پس رستگارند؛ و هر كه خفت و قلت باشد، پس خاسرند به سبب ظلم آنها به نفس خود از جهت تكذيب انبيا و اوصيا يا عدم متابعت ايشان. در كافى و معانى الاخبار از حضرت صادق عليه السّلام سؤال شد از فرمايش خداى عز و جل: وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ. فرمود: ايشان انبياء و اوصيايند. (معانی الخبار صدوق ص31)و در روايت ديگر فرمود: مائيم موازين القسط. (تفسير برهان، جلد سوم، صفحه 61، حديث 4 )علامه مجلسى رحمه اللّه بعد از نقل اخبار وارده فرمايد: ممكن است تأويل بعض اخبار به اين كه: انبياء و اوصيا حاضرند نزد ميزان، و حاكمند بر آن، پس ما ايمان مىآوريم به ميزان، (تفسیر اثنی عشر –حسینی شاه عبدالعظیمی) "وَنَضَعُ الْمَوَازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيَامَةِ"(انبیاء47) از جمله استفاده ميشود که ميزان متعدّد است، ميزان عقايد، ميزان اخلاق، ميزان اعمال بلكه ممكن است بر هر يك عقايد و اخلاق و اعمال ميزان خاصّ بخود باشد. عقايد و اخلاق و اعمال را چه نحو موازنه ميكنند!؟ جواب: كلمات مفسّرين و أخبار در اين باب مختلف است و جامع تمام آنها اين است که ميزان هر چيزي مناسب خود اوست چنانچه علم منطق ميزان قضايا است و لذا علم را ميزانش گفتند، و ميزان بنّايي شاقول است، و ميزان درجات علم، امتحان است حتّي انسان كامل را آدمِ وزين ميگويند و بياعتبار را سبك ميشمارند. اشكال: خداوند تبارك و تعالي که عالم به جميع افعال بندگان است و عادل است و به احدي ظلم نميكند جعل موازين چه فائده دارد!؟ جواب: همين اشكال در حساب و كتبه اعمال و شهادت شهود در قيامت از جوارح و أرض و ملك و غير اينها هم متوجه ميشود و جوابش اين است که بر خود انسان و ديگران هم معلوم شود و جاي انكار و اعتراض باقي نباشد. مطلب ديگر اينکه که: كفّار و مشركين و معاندين براي آنها نصب ميزان نميشود. چون حسناتي ندارند و براي مؤمنين هم که بيگناه وارد قيامت ميشوند نصب نميشود زيرا سيّئات ندارند يا معصيت نكرده يا به توبه تدارك كرده يا به يك وسائلي مورد مغفرت و عفو الهي شده. فقط براي كساني است که: «خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً» آنهم خداوند وعده فرموده: «عَسَي اللّهُ أَن يَتُوبَ عَلَيهِم» (توبه آيه 103. ) (الِيَومِ القِيامَةِ): که يكي از مواقف قيامت است و در خبر است فرمود: انّ للقيامة خمسين موقفا كلّ موقف مقام الف سنة: پس استشهاد فرمود به آيه شريفه: «فِي يَومٍ كانَ مِقدارُهُ خَمسِينَ أَلفَ سَنَةٍ» (معارج آيه 4. ) (فَلا تُظلَمُ نَفسٌ شَيئاً): خداوند به احدي ظلم نميكند: «إِنَّ اللّهَ لا يَظلِمُ مِثقالَ ذَرَّةٍ» (نساء آيه 44) (وَ إِن كانَ مِثقالَ حَبَّةٍ مِن خَردَلٍ): چه از امور اعتقاديّه باشد يا صفات نفسانيّه يا اعمال جوارحيّه. (أَتَينا بِها): ظاهر ميكنيم که: «يَومَ تُبلَي السَّرائِرُ» است (طارق آيه 9 ) (وَ كَفي بِنا حاسِبِينَ): بعضي را «يُحاسَبُ حِساباً يَسِيراً» (انشقاق آيه8) و بعضي را سختگيري در حساب ميفرمايد حتّي مثقال حبّه من خردل که اشاره شد، احتياج به محاسب ندارد. (اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب-ج13ص188) ارزش عمل ، معیاری است که با عدل الهی سنجیده می شود و میزان قبول اعمال بندگان ، بستگی به ایمان و محبّت و دوستی بندگان نسبت به انبیاء و اوصیاء می باشد.و آنچه که مقبول درگاه ایزدی است اعمال سنگین است و آن عبارتند از اعمالی است که موافق اعمال و گفتار انبیاء و اوصیاء و پیروی از اخلاقیات ایشان است و هر آنچه که مخالف شیوه پندارها و اندیشه های اولیای الهی باشد پذیرفته نیست و مردود است. اثبات معاد- مشگل ترین مسئله انبیاء اثبات این مطلب که عالم دیگری است که ما بعد از مرگ در آن عالم زنده می شویم ،بزرگترین مشگل انبیاء بود. پیامبران برای ثابت کردن اینکه خدایی هست و باید او را پرستش کرد ، مشگل چندانی نداشتند چون اصل وجود معبود مورد قبول همه بود و اکثر مردم ، معتقدند که معبودی هست که باید او را پرستید .رسالت پیامبران برشعار"لا اله الا الله" بود – "انّما الهکم الٌه واحد" ولی مسأله دیگر که انبیاء بر آن تکیه می کردند، اعتقاد به وجود روز واپسین است که در آن مردم بعد از مرگ دوباره زنده می شوند وبه حساب اعمالشان رسیدگی میشود و هر کسی پاداش و کیفری خواهد داشت . اثبات این مسئله خیلی مشگل بود و بسیاری از مردم این حرفها را افسانه می دانستند ؛"إنّ هذا الاّ أساطیر الاولین" .گاهی نیز پیامبران را بخاطر این حرف مورد آزار قرار می دادند. منحرفان چه می گویند: بعضی فکرها و عقاید باطلی دارند که "الله" را یک موجود عینی و واقعی نمی دانند و به سبب این تفکر مسیر ارتداد را می پیمایند و در این عقیده با ماتریالیسم فلسفی که انکار خداوند را دارند هم آواز می شوند . مارکسیستها در ماتریالیسم اخلاقی هم می گفتند که آخرت به معنای این نیست که واقعأ آدمی بعد از مرگ زنده شود ، بلکه آخرت یعنی ارزش! اگر شما کاری را برای جلب منفعت انجام می دهید ، این دنیاست و اگر آن کار را برای ارزشش انجام می دهید این آخرت است و دعوت انبیاء به آخرت یعنی پای بندی به ارزش و دعوت به انجام کار خوب بخاطر ارزش آن – کانت هم تفسیر اخلاقیش اینچنین بود. هنر دین چیست؟ هنر دین این است که تلاش فرد برای رسیدن به نتایج بهتر در دنیا را بهترین عبادت می داند و برای آن نتیجه اُخروی قرار داده است. هیچ مکتب بشری نمی تواند چنین هنری را ایجاد کند. هنر دیگر دین این است که این فعالیّت را برای آخرت به هدف آخرت و به نیّت خدا سفارش می کند.در این صورت هم نیازهای مادی و لذّات دنیوی تأمین می شود و هم خانه آخرت آباد می شود و سعادت نهائی که انسان برای آن آفریده شده به آن می رسد.(درس اخلاق- ایت الله مصباح یزدی) تصویری از حساب آخرت: پس از زنده شدن مردگان و ورود آنها به عرصۀ قیامت قبل از ورود به بهشت و دوزخ اموری چند تحقق خواهد یافت: 1-حساب اعمال- با دادن نامۀ اعمال به دست هرکس. 2-منعکس شدن ریز و درشت اعمال . 3-شهادت گواهان :الف: گواهان خارجی ؛ خدا((آل عمران/98)-پیامبر هر امت(نحل/89)-پیامبر اسلام(نساء/41)- نخبگانی از امت اسلامی(بقره/143) فرشتگان الهی (ق/18)- زمین (زلزله4-5) ب: گواهان داخلی: اعضا و جوارح انسان (نور/24.فصلّت/20-21.) - تجسم اعمال(توبه 34/35) 4-بر پایی میزانهای عدل الهی ، برای رسیدگی به حساب اعمال انسانها(انبیاء /47) 5-عبور از گذرگاه عمومی که همگان باید از آن عبور کنند به این گذرگاه در لسان روایات "صراط" گفته می شود(سوره مریم/72/7) 6-میان بهشتیان و دوزخیان حائلی است که قران از آن به حجاب تعبیر می کند. در روز رستاخیز انسانهای والایی بر نقطه ای مرتفع قرار دارند که بهشتیان و دوزخیان را از سیمای هریک می شناسند.(اعراف 46) 7-زمانی که حسابرسی به پایان رسیده و سرنوشت افراد روشن می شود آفریدگار جهان ،پرچمی را که به آن "لواءالحمد" می گویند به دست پیامبر گرامی(ص) می دهد و آن حضرت پیشاپیشِ بهشتیان به سوی بهشت حرکت می کند. (بحار ج8ب18-احادیث 1 تا 12- مسند احمد1/281/295/3/144) 8-در روایات متعدد از وجود حوض بزرگی در صحرای محشر خبر داده می شود که به حوض کوثر معروف است. پیامبر اکرم(ص) قبل از همگان کنار حوض مزبور می آید و رستگاران امّت بوسیلۀ پیامبر و اهل بیت مکرم(ص) از آن آب می نوشند .(منشور عقاید امامیه- ایت الله جعفر سبحانی)
والسلام علی من اتبع الهدی(فاطمه پورشفیع)
برچسبها: آخرت
+ نوشته شده در دوشنبه سوم شهریور ۱۳۹۹ساعت ۱۰:۵۵ ق.ظ  توسط فاطمه پورشفیع
|
|
|