عملکرد سیاسی ما:قسمت اول

يکى از تفاوت هاى عمده در بين سياست هاى الهى و معمولى، همين است که سياستمداران دنياطلب، براى رسيدن به اهداف شخصى، از هيچ کارى، اِبا ندارند و بسيار مى شود که بر سر اصول انسانى و منافع جامعه، معامله مى کنند و اصول را زير پا مى گذارند و حق و عدالت را ناديده مى گيرند، تا موقعيت سياسى و اجتماعى خود را حفظ کنند، در حالى که سياستمداران الهى، هرگز اهل چنين معامله هايى نبودند. آنها گاه، موقعيّت خويش را به خطر مى انداختند، به خاطر اين که اصول، محفوظ بماند و حق و عدالت، ضايع نشود. اين مسأله، در زندگى پيغمبر اکرم و اميرمؤمنان على ـ صلوات الله عليهما ـ آشکار است. افراد زيادى را در تاريخ مى شناسيم که به سياست على(عليه السلام) خرده مى گرفتند و خرده گيرى آنها نيز عمدتاً از همين جا سرچشمه مى گيرد. آنها، پيشنهاد مى کردند که مثلا على(عليه السلام) بيت المال را براى جلب نظر مخالفان، ناعادلانه تقسيم کند، يا اين که حکومت شام را به دست معاويه بسپارد ، امّا اين که معاويه با مردم چه مى کند و در جريان حکومت او، چه اصولى قربانى مى شود، براى آنها مطرح نبود! يا اين که پيشنهاد عبدالرحمان بن عوف را در ماجراى شوراى شش نفره عمر، بپذيرد و يا به پيشنهادهاى طلحه و زبير، براى واگذارى پُست هاى مهم کشور اسلام به آنها، تن در دهد. اين خرده گيران، به پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) خرده مى گرفتند که مصلحت اين است که افراد تهيدست و پابرهنه را از اطراف خود دور کند. آنها مى گفتند که هر چند، قلب آنها، مالامال از ايمان به خدا است، ولى مصلحت اين است که ثروتمندان خودخواه را گرد خود جمع آورد و با نيروى آنها، بر دشمن بتازد، هر چند آنها، ايمان و تقواى درستى نداشته باشند. اختلاف اين دو ديدگاه (سياست الهى و سياست آلوده با هوا و هوس) و نيز اختلاف مصلحت با واقعيت، هميشه، عنوانِ خرده گيرى هاى گروهى از دنياطلبان نسبت به انبيا و اولياى الهى بوده است. على(عليه السلام) در خطبه ای از نهج البلاغه خیلی کوتاه و پرمعنا، مسير سياست خود را به وضوح ترسيم مى کند و با صراحت مى گويد که من، از آن گروه سازشکار و صاحب مداهنه و مجامله نيستم که با مخالفانِ حق و عدالت، از درِ سازش درآيم; بلکه ابزار سياست من، تقوا و فرار به سوى خدا و قدم برداشتن در مسيرى که او مشخّص ساخته و انجام تکليفى که او براى ما تعيين کرده است، مى باشد.

قسمت دوم:

وحال باید اندیشید که نهضت حسینی ترسی از نیزه و شمشیر و کشته شدن نداشته و ندارد ؛ نهضت حسینی تبلیغ و آگاه کردن مردم از فعالیت جبهۀ باطل و جاهل بود. نهضت حسینی جوان پرور بود زیرا علی اکبر (ع) وجوانان دیگر را در کنار خود داشت ؛چنانکه رهبر فقید انقلاب امام خمینی(ره) فرمود: با یک دست قرآن و با دستی دیگر سلاح برگیرند وازمملکت اسلامی خود آنچنان دفاع کنند که احدی جرأت تعدّی به آن را در سر نپروراند. قیام امام حسین علیه السلام در ترویج وبر پایی نهضت اصول و فروع دین بود و اگر این قیام نبود واقعیتهای تاریخ اسلام رنگی و شعاعی نداشت. این قیام حق را حاکم و باطل را محکوم نمود. این قیام با سخنرانی حضرت زینب(س) باهمراهی سخنان حضرت زین العابدین علیه السلام در کوفه و شام ،نهضت حسینی را شکل تازه ای بخشید.اثر این گفتمان پرده ظلمت و تاریکیِ جهل را از روی چشم مردم نادان و جاهل آن زمان برداشت و اسرار دشمنان را فاش نمود. این قیام مکتبی نوایجاد کرد تا امت اسلام قادر باشد برای اصلاح خود و جوامع بشری دربرابر توطئه ها وفتنه های دشمن زمانه هوشیار باشد به گونه ای که به تبعیت از امامشان، برای حفظ اسلام وشناخت دشمنان و رشد توحیدی مردم حج را به عمره تبدیل نمایند (به قول معروف در چنین مواقع ،آب دستت است بگذار زمین و بشتاب بسوی عزّت اسلامی و معرفت حسینی)- قیام کن تا تشکیلات ائمه کفر به اصل ایمان ضرر نرساند. قیام کن تا حکومت دینی زیر شبهات وارده از ناحیه سکورا و لائیک کم رنگ نشود. قیام کن تا آفتها و علفهای هرزه جانشین عزّت ووقار حق وحقیقت طلبی و عدالت نگردد. دو گروه هستند که اگر سالم بمانند دین سالم می ماند،یکی علماء و دیگر حکماء – اگر علماء و حکماء فاسد شوند حکومت دینی سالم نمی ماند و فاسد می شود. امام نطفه علم، حلم ، جوانمردی ، فصاحت ، شجاعت و دوستی را دردل مؤمنان کاشت تا اسوه تعلیم و تربیت در وجود مردم به فراموشی سپرده نشود و تا قیامت باقی بماند امّا چگونه می شود که مفاسد اقتصادی و فرهنگی و سیاسی جامعه ای را دربر می گیرد و به عدالت آن لطمه وارد می سازد. اسلام در محاصره خطر تحریف است ، تحریف ضربه ای غیر مستقیم است به گونه ای که خنجر از پشت می زند آنهم به وسیله مسیحیّت و یهودیت ووهابیت که قهرمان تحریف در جهان اند. هیچ کس به اندازۀ اینها تاریخ جهان را دچار تحریف نکرده است! هیچ کس به اندازه اینها به بشریّت ضربه نزده است! هیچ کس به اندازه اینها بدعت و خرافات ایجاد نکرده است! اینها بودند که در هردین و مذهبی افکار مزخرف خودشان را به نام اولیاء همان دین و مذهب پخش می کردند. کار اینان در هر زمان تحریف معنوی بوده و امروزه تحریف معنوی فضای مجازی مخرّبی را برای جوانان خاموش درمطالعات تاریخی ایجاد کرده است. شبکه های مجازی باطل بیماریهای روحی ایجاد می کند که این کار را مشگل می سازد ،زیرا شخص نمی فهمد که بیمار است و یا اینکه آشنا به نقاط ضعف خود نیست ونقاط ضعف خود را نقطه قوّت در خودش می داند وشاید در این بین خطای اندیشه و خطای قلم و یا خطای تصویر او را رها نکند و او را به دام تحریف حتی نهضت عاشورا بیندازد. ای وای ! پس حسین علیه السلام علارقم آمادگی کوفیان حرکت کرد تا تاریخ را متحوّل سازد و عامل امر به معروف و نهی از منکر باشد؛ چون او امام و پیشواست و ما به تبعیت از امام همان راه را طی می کنیم تا انگیزه های پیروزی حق علیه باطل در جهان گسترش یابد و پوزه نیروی مخفی تهاجم فرهنگی به خاک مالیده شود. خداوندا! سینه های ما را برای فهم حقایق اسلام مالامال معرفت گردان ! رحمت خودرا شامل حال ما گردان تا تحریفها خزائن معنوی ما را نروباید! انشاالله والسلام علی من اتبع الهد ی ---- فاطمه پورشفیع

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۹ساعت ۴:۲۳ ب.ظ  توسط فاطمه پورشفیع  |