|
حضرت زهرا (س) پس از فوت پدر با خلفا بیعت نکرد و حضرت علی(ع) خود بر جنازه خانم نماز گزاردند و تا فاطمه (س) زنده بود علی (ع) نزد مردم وجهه ای داشتند و چون ایشان از دنیا رفتند آنگونه نبود. لذا علی (ع) حاضر شد با ابوبکر بیعت کند و در آن شش ماه بیعت نکرد ه بود لذا از ابوبکر خواست که نزدش بیاید و کسی با او نباشد و این بخاطر آن بود که نمی خواست عمر در آنجا حاضر باشد.( خلفا در صحاح ستّه – نقل بخاری ومسلم ج 3) مگر نه اینکه رسول خدا(ص) فرمود : هر که از اطاعت امامی خارج شود از جماعت مسلمانان خود را کنار بکشد و در همین حال بمیرد به مردن جاهلی مرده است . احمد ابن حنبل نقل کرده است : هر که بدون امام بمیرد به مردن جاهلی مرده است.(مسند احمد بن حنبل ج6 ص22ح16876. ) حدیثی از علامه امینی در الغدیر از 16 مصدر از مصادر اهل سنت از جمله " الاصابة – الصواعق المحرقه- المستدرک علی الصحیحین" نقل کرده و در مصادر دیگری از جمله "مناقب ابن مغازلی" و......آمده است " رسول خدا(ص)به فاطمه(س) فرمودند:ای فاطمه،همانا خدا به غضب تو غضب می کندو به رضایت تو راضی می شود. (علامه امینی ، الغدیر، ج3 ص181) پس ابوبکر با رد خواست فاطمه(س) خود را مشمول غضب خدا نمود و فاطمه(س) نیز با بیعت نکردن با او بی اعتباری چنین خلیفه ای را به جهانیان اعلام نمود. 4-4-2-5.غصب فدکانفال مایملک کفاری است که بدون جنگ و خونریزی بدست اسلام افتاد و یا کفاری که بدون جنگ حاضر شدند با اسلام مصالحه کنند و در عوض جزیه بدهند مثل نصارای نجران که حاضر شدند جزیه بدهند تا از حملات مسلمین در امان باشد .یا زمین مخروبه ای که صاحب ندارد مثل ته رودخانه و قلّه های کوه همه جزء انفال است و متعلق به پیامبر و او می تواند به هر نحو که بخواهد در آن تصرف کندو فدک هم اینگونه بود . فدک حق فاطمه(س) و وارث پیامبر(ص) بود . فدک را پیامبر به دختر گرامیش بخشید تا در آن تصرف کند لذا " ذوالید" بود (هنگامی که فرمان مصادره فدک از جانب ابوبکر صادر شد کارگران حضرت را که در آن مشغول به کار بودند بیرون کرد . (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید11/211).حضرت فرمود: فدک را بمن باز گردانید زیرا پیامبر آنرا بمن بخشیده است. حرکت فاطمه (س) بسوی مسجد پیامبر(ص): او چادر بسر کرد و با عده زیادی از خادمان و زنان بنی هاشم که اطراف او را گرفته بودند در حالیکه دامان لباسش به زمین کشیده می شد و راه رفتنش بسان راه رفتن رسول خدا (ص) بود بر ابوبکر و جمعی از مهاجرین و انصار وارد شد.پرده ای برایش انداخته شدآنگاه ناله ای زد که آن قوم را آماده گریه کرد و مجلس آشفته شد. والله لأدعون علیک بعد کلّ صلاة أُصلیها: بخدا سوگند پس از هر نماز ی که می خوانم تو را نفرین می کنم . یا ابت یا رسول الله !" ماذا لقینا بعدک من ابن الخطاب و ابن ابی قحافه" پدرم ای رسول خدا بعد از تو چه ها از پسر خطّاب و پسر ابو قحافه دیدیم.(علامه امینی شیخ عبدالحسین، مترجم شفیعی شافعی ، محمد حسن، گزیده جامع الغدیر،مؤسسه میراث نبّوت ، چاپ ششم، شوال 1430 ه.ق.) در دوران خلافت ابوبکر یکی از موارد مخالفت با پیامبر و قوانین اسلام ، جریان باز پس گرفتن فدک و سایر میراث حضرت رسول (ص) از فاطمه زهرا(س) بود و نیز خشمگین و آزرده خاطر ساختن حضرت که این مطلب در صحیح بخاری و مسلم دیده می شود. عروة بن زبیر، از عایشه نقل می کند که فاطمه دختر پیامبر پس از وفات پدرش سهم خود را از میراث رسول اکرم و از ثروتهایی که خداوند به پیامبر اختصاص داده بود از ابوبکر خواست . ابوبکر به او گفت : پیامبر فرموده است کسی از ما ارث نمی برد و آنچه از ما بماند صدقه است.(نجفی ، محمد صادق، انتشارات اسلامی ،چاپ دهم، 1390) خلیفه اوّل در روز های حساس برای اینکه بتواند خواسته خود را لباس عمل بپوشاند و میراث پیامبر را جزء بیت المال و اموال دولتی قرار بدهد و در برابر افکار عمومی با شکست مواجه نگردد ماده قانونی بصورت حدیث جعل کرد و به خود پیامبرنسبت داد. " نحن معاشر الانبیاء لا نورث" از ما پیامبران چیزی به ارث نمی ماند . این حدیث جعلی است زیرا از بیان خاندان و اصحاب پیامبر هیچ کس جز ابوبکر آن را نقل ننموده است و حتی از پیامبر شنیده نشده است. ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه می گوید : این حدیث را تنها ابوبکر از پیامبر اکرم نقل نموده است و سیوطی هم در تاریخ الخلفا در فصل "فیما وقع فی خلافة ابی بکر" می گوید : پس از رحلت پیامبر اصحاب در میراث اختلاف کردند و نزد هیچ یک از اصحاب علم و خبری پیدا نشد ، تنها ابوبکر بود که گفت : من از پیامبر شنیدم که چنین فرمود: انّا معاشر الانبیاء لا نورث ما ترکنا صدقه"..(تاریخ الخلفا ، ص 61) هریک از خلفادر دوران حکومت خود برای هر یک از همسران پیامبر(ص)از بیت المال مقرری بخصوص قرار داده بودند . که جبران محرومیت آنها را از اهل سهم الارث می نمود که مقرری عایشه بیشتر بود. ابن ابی الحدید می گوید " من از علی بن فارقی سؤال کردم که آیا ادعای فاطمه زهرا(س) در مورد فدک صحیح بود گفت: آری" مسعودی در این باره چنین نقل می کند: حضرت زهرا علاوه بر ام ایمن حسنین را بعنوان شاهد آوردند و گواهی دادند و گفتند که پیامبر (ص) فدک را در زمان حیات خود به فاطمه بخشید.( ر. ک.مهدی دشتی سقیفه ) حضرت زهرا (س) در احتجاج خود حکومت غاصبین را بشّدت محکوم کرد و برای اثبات ارث و حق خود به آیات محکمات قرآنی و نبّوت استدلال نمود و هر گونه راه انحراف و نفوذ در عقاید مردم را بر آنها بست و بسیار شفاف فرمودند که شما عمدأ به قرآن پشت کرده اید. در روایتی دیگر آمده است که خلیفه پس از اقامه شهادت شهود و محکوم شدن در برابر پاسخهای محکم حضرت زهرا (س) تصمیم گرفت که فدک را به حضرت زهرا(س) باز گرداند پس در ورقه ای از پوست قباله فدک را به نام حضرت زهرا (س) نوشت لکن عمر سر رسید و مانع شد و قباله را پاره کرد. –( همان – سیره حلبی 3/40 4-4-2-5-1.سرانجام فدکابوبکر قسمتی از ماترک پیامبر را به زبیر بن عوام و محمد بن مسلمه و دیگران بخشید . افزون بر این همین "فدک" که ابوبکر آن را از دختر پیامبر گرفت ، دیری نپایید که عثمان خلیفه سوم آن را به مروان حکم داد . ابن ابی الحدید از علمای اهل تسنن سخنی نقل می کند که مضمون آن نکوهش خلیفه اوّل و دوّم و تعّجب از رفتار ایشان با دختر پیامبر بعد از پدر بزرگوارش است. او می گوید: جا داشت که گذشته از جنبۀ دینی ، مقام خلافت آنها مانع رفتاری می شد که نسبت به دختر پیامبر معمول داشتند .(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 4 ص106) این سخنی است که پاسخی ندارد!. پس عامه مردم را راضی نگاه داشتند و راه را برای اجرای مقاصد خویش هموار نمودند و نتیجه این شد که فاطمه را مانند دیگر زنان دانستند و محقّ ندانستند. عاقبت فدک چه شد؟ صاحبان صحاح می گویند: 1- در زمان عثمان ، فدک در اختیار مروان قرار گرفت – ابو داوود می نویسد : ثم اقطعها مروان...(همان ج3 ص143، ح2972) 2- معاویه آنرا بین سه نفر تقسیم کرد ، مروان ، عمر، پسر عثمان و یزید 3- عمر بن عبد العزیز آن را به فرزندان فاطمه (س) برگرداند. 4- یزید بن عبدالملک آنرا در ااختیار فرزندان مروان گذاشت. 5- ابوالعباس سفّاح آنرا در عبد الله بن حسن نوۀ امام حسن مجتبی گذاشت. 6- منصور آنرا از دست فرزندان امام حسن (ع) گرفت 7- مهدی پسر منصور آن را به فرزندان فاطمه (س) داد. 8- موسی بن مهد و برادرش آنرا از دست فرزندان فاطمه گرفتند. 9- مأمون آنرا در اختیار فرزندان فاطمه گذاشت. 10- متوکّل آنرا از دست آنان گرفت. احمد حنبل در مسند احمد(ج1- ص101)از قول علی ابن ابیطالب(ع) که در بستر خفته بود که پیامبر وارد شدند و فرمود: من وتو (فاطمه) و این دو (حسن و حسین ) و این که آرمیده (علی) روز قیامت در یکجا خواهیم بود. حقّی که اینان بر امّت و بویژه بر اهل حل و عقد (بزرگان صحابه ) داشتند ، ایجاب می کرد که مبتلاء به آن مصائب نگردند.و یا اینکه نمی بایست آنان را کنار بگذارند و در مشورت که نیاز شدید به آن داشتند از وجود آنها بی نیاز گردند تا بجائی که امر خلافت در غیاب ایشان را در دست بگیرند و ایشان را از حق مال و خمس و ارث و ملکشان محروم سازند. امور مسلمین را در دست گرفتند و پایۀ حکومت خود را محکم کردند و کارها راقبضه کردند که هر کس می خواست سربلند کند او را به کارشکنی در امر امّت اسلام متهم می کردند. ولی کار شکن تر از خود آنها کسی نبود. (بخشی از پایان نامه ارشد پورشفیع) برچسبها: فدک چیست و کجاست و سرانجام آن چگونه است
+ نوشته شده در سه شنبه دهم اسفند ۱۳۹۵ساعت ۳:۲۳ ب.ظ  توسط فاطمه پورشفیع
|
|
|